ايرج افشار

421

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

من در مدّتى كه در دربار بودم كرارا حال اين بيچارگان را به عرض رسانيدم و الحاح و التماس كردم كه يكى دو تومان بر حقوق بعضىها افزوده شود و پذيرفته نشد . امّا چنان‌كه گذشت در مورد ينّايى و ساختمان آنطور بىمضايقه بود . اين را هم البته بايد در نظر گرفت كه اين عشق و علاقه و بىمضايقگى او در ساختمانهاى زياد و متنوّع تنها براى تفنّن و تجمّل نبود ، بلكه بيشتر اين بناها براى استفاده و بهره‌بردارى و اجاره و استجاره مىشد . زيرا شاه پول را خيلى دوست داشت و به جمع‌آورى مال و افزايش ثروت از هر طريقى كه ممكن مىشد علاقهء مفرط مىورزيد و كوشش فوق العاده مىكرد . در پيدا كردن راههاى [ 88 ] اين كار هم خيلى با مهارت و زبردست بود و مو را از ماست مىكشيد . همين علاقه به پول و عشق افزودن ثروت بود كه او را به خريدارى املاك و اراضى تشويق و تحريض كرد و رفته‌رفته به همه‌جا دست انداخت و هرجا ملكى مرغوب و پرفايده سراغ مىكرد قدرت خود را به سوى آن مىافكند و به هر صورت بود آن را به چنگ مىآورد . البته اين تملك‌ها هم مفت و مجانى نبود و صورت ظاهر آن را هم از حيث اجراى صيغهء شرعى و تنظيم قبالهء رسمى و پرداخت بها درست مىكرد ، امّا چه بهايى مىپرداخت بايد از صاحبان املاك پرسيد و چه جنايتهايى در اين‌گونه معاملات به دست مباشران و متصدّيان امور املاك اختصاصى واقع مىشد خدا مىداند . يك عدّه غارتگران بىرحم و عاطفه و شيّادان پاچه ورماليده از نظامى و غيرنظامى در دستگاه او وارد و به نام متصدّى و مباشر به اين طرف و آن طرف مأمور و بر سر املاك گماشته شده بودند كه به هيچ‌چيز ابقا نمىكردند و بلاهايى بر سر مردم مىآوردند كه شرح نمىتوان داد . همين دزدان و چپاول‌چيان بودند كه براى اظهار حسن‌خدمت و به دست آوردن رضاى خاطر پادشاه و پركردن جيب خود در محلهايى كه مأموريت داشتند هزارگونه آهوگردانى و گربه‌رقصانى مىكردند و دوز و كلك‌ها براى مردم مىچيدند و با حربه‌هاى تهمت و افترا به جان رعايا و مالكين بيچاره مىافتادند تا دست صاحبان املاك را كوتاه كرده و بر وسعت املاك شاهانه بيفزايند و دايرهء اختيار و استفادهء خود را هم در اين ضمن بسط بدهند و شايد اگر به نظر انصاف بنگريم بيشتر وزر و و بال اين جنايات به گردن همان عوامل نابكار بود كه اين دامها را براى مردم